خرید بک لینک
الان ۱ ساله میخواد سایت منو به روز کنه ، هر روز ی بهانه اورده ، هروقت کار داشته و کم اورده و خواسته وعده بده جلسه گذاشته ، سه بار به صورت جدی تا مرحله شروع رفته و پول گرفته و سه بار برنامه و اکسل و فایل کارارو تحویل گرفته ، هربار به بهانه ی مشکلی کارو عقب انداخته ، ی بار پنیک بوده ، ی بار شاکی داشته ، ی بار تمرکز نداشته ، ی بار میخواسته جابجا بشه ، ی بار با من کات بوده ، ی بار فرجه گرفته استراحت کنه ، ی بار گفته فلان کار مهم تره ، ی بار داشته شرکتش رو بزرگ میکرده ، ی بار کلاس هاش شروع شدن ، ی با

برچسب: نویسنده: itsmeanew تاريخ: چهارشنبه 7 مرداد 1405 ساعت: 23:06

هربار ی کاری میکنم فک میکنم دیگه مسیزمو پیدا کردم ! شروع میکنم دست و پا زدن و بعدش باز هیچ اتفاقی نمیفته... البته اصلا نمیدونم منتظرم چه اتفاقی بیفته اما همیشه منتظرم یچیزی تغییر کنه... چیزی که فهمیدم اینه که توهم های فانتزی هیچ وقت قرار نیست واقعی بشه ، فکر میکردم خودمو در زمینه عرفان و برنامه نویسی کشف کردم و دیگه قراره فرشته گونه زندگی کنم، امدم خر شدم لگد زدم به بخت خودم و از شرکت به اون بزرگی امدم بیرون و حالا ۸ ماهه همه پس اندازمو خوردم و نه تنها سایت هام به هیجا نرسیده ، افسردگی هم بهش اض

برچسب: نویسنده: itsmeanew تاريخ: چهارشنبه 7 مرداد 1405 ساعت: 23:06

اولین باره که دارم توی زندگیم احساس میکنم و میخوام به زبون بیارم که لطفا یکی منو دوست داشته باشه!!!برای من مغرور که همیشه سعی کردم مثل ی غول رفتار کنم و همیشه لباس رزم تنم بوده شاید این ی تحول عجیبه! اما امروز واقعا احساس کردم دلم میخواد یکی باشه که بعد از ی عالمه کار دلم بهش خوش باشه!!! نمیدونم اصلا چه شکلیه! یا اصلا چه توقعی دارم! یا اصلا چجوری راضی میشم یا چجوری حالم خوب میشه! هیچی نمیدونم! فقط این حس رو دارم!و میدونی کی واقعا فهمیدم که اینو قلبا میخوام؟ اینکه نه پریودم نه پی ام اس!!! الان ات

برچسب: نویسنده: itsmeanew تاريخ: چهارشنبه 7 مرداد 1405 ساعت: 23:06

صفحه بندی